|
|
|
|
اووووووووووووم همیشه فکر می کردم وحید را دوست دارم که هر متلکی که بهم می گفت باز بر می گشتم پیشش علنا بهم می گفت نمی خوامت مخصوصا این آخری ها و من خر مراد خودم را سوار بودم نه این نبود که دوستش داشته باشم اصلا وقتی یکی به آدم می گه نمی خوامت آدم خر دو گوش نیست که بازم دوستش داشته باشه فقط نیازمندی و نگرانی و ناتوانی من را خر دو گوش ایشون کرده بود دیگه دیگه همین نگران بودم از اینکه به خوبی ایشون گیرم نیاد لا اقل از لحاظ علمش ناتوان واسه پروژ هام نیازمند واسه تفریحامون سپیده جونم تولدت مبارک چه عجب فهمیدی عزیزم از خواب خرگوشیت در اومدی ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است ادامه مطلب
|
Designed By :HAMRAZ