|
|
|
|
اووووووووووووووووووووووووووم این روزهاخیلی خوبه اما من امتحان دارم بعد فردا یکی برام یک عالمه کادو خریده دستش درد نکنه چه آدم خوبی یک دنیاممنون این ۵ روز حئاقلاون بهم ۸ ساعت تلفن کرد و حرفیدیم اول خوب بود بعد دوستش فوت کرد ناراحت بود اما الان دیگه خیلی بانمک شده همش باهم اوهوم اوهم بازی می کنیم یعنی اون یک عالمه میحرفید منم همش اوهوم می کردم بعدش حالا اون می گه اوموم اوهموه اوووووووووووووووووووهههههههههههههووووووووووم بعد خیلی خوش می گذره همش می خندیم امروز همه خاطراتمم با اونو پاک میکردیم دارم با لب تاب می نویسم ب سه نقطه را بیدانمیکنم
چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشكني و آن وقت آرام زير لب بگويي گل من باغچه ي نو مبارك توبازنده ای زندگی !! و من آن فسیل هزارساله که دیگر فریب نمی خورد، نه به آسمان آبیت نه به هوای تازه ات نه به صبح و شادیهای توخالیت به بخش نظرات وقتی با کامبیوتر ان شدم جواب میدم هاااااااااااااا خیلی خووووووووووووووش می گذره دو روز بشت سر هم رفتم حرم خیلی خوب بود یک روز موقع نقاره زدن اونجا بودم فرداش هم رفتم بعد یک روز هم نماز خوندم وضو گرفتمولی چادر نبوشیدم همین
ادامه مطلب
اوم
امتحان دارم قرص خوردم که تپش قلبم کم بشه افکارم کمتر رژه برن اه می خوایم بریم مسافرت بعد به مامانم می گم من مثل جوجه ها تو سر با تو نمی گردم مامانم می گه چشم اونم تو را من ول کنم بعد از کجا پیدات کنم اصلا مامی جون من ۴۰ سالمم بشه تو ولم نمی کنی ولم کن دیگه تو که می دونی من همش زیر آبی میرم پس بی خیال من بشو عزیزکم من از این دیوونه بازی ها خوشم می یاد کسی هم نمی تونه جلوم را بگیره تنها اشتباه من این وسط اینه که از خودم در آمد و استقلال ندارم اون وقت مثل زالو چسبیدم به خونوادم خونشون را می خورم اما تازگی ها همه چیز بهتر می شه ادامه مطلب
مهتاب نیی امروز روزه گرفت من موندم این بچه چه صبری داره الهی فداش بشم من در تموم این سالها ۸ بار روزه گرفتم که ۵ تاش را خوردم اما امسال یک نذر گردم اگه این جوری بشه یک روزش را روزه می گیرم وحیدی تصادف کرد ماشینش چپ شد اوم من ناراحتم خدا کنه زنده از سفر برگرده خدا را شکر حالش خوبه من از دوستش پرسیدم ب ودش زنگ نمی زم من به اون احساس دارم اگه بی حس بودم می توستم تحملکم اما الان نمی شه من یک کم دوستش دارم سحر یک روز زد تو دهن من اوووووووم مهم نیست فعلا یک روز که روز زن بود انچمن برنامه داشت بعد یکی از دخترها به رییس انچمن گفت به ما دخترها هم تبریک بگه روز زن را اون گفت شما که زن نیستین دخترین واقعا که فرق بین زن و دختر تو ایران یک پزده تتوی اندام تناسلی لعنت به این مردان کوته فکر بعد یک روز داشت با یکی از دخترا می حرفید بعد اون گفت وای کی حاظره با یک دختر پا خورده ادواج کنه کسی که از روش مرد دیگری د شده من: پس فراموش کردی که از روی شوهر خودت یکی دیگه رد شده خودتم می دونی بعد دیگه اصلا من خدم بدترین آدم مین آحه با وجود این که بی دینم پشت سر دوستام واسه این کاراشون حرفیدم بعد اوووووووووووووم یکی از دخترها می خواست با من سکس کنه که هم بهش خوش بگذره م اتفاقی نیفته براش ولی من هنوزم در مورد اون توی شوکم هزار بارم اصرار کرد بهش گفتم دوستمی دوستت هم دارم ولی نه من نمی تونم با این موضوع کنار بیام ادامه مطلب
مهتاب نیی امروز روزه گرفت من موندم این بچه چه صبری داره الهی فداش بشم من در تموم این سالها ۸ بار روزه گرفتم که ۵ تاش را خوردم اما امسال یک نذر گردم اگه این جوری بشه یک روزش را روزه می گیرم وحیدی تصادف کرد ماشینش چپ شد اوم من ناراحتم خدا کنه زنده از سفر برگرده خدا را شکر حالش خوبه من از دوستش پرسیدم ب ودش زنگ نمی زم من به اون احساس دارم اگه بی حس بودم می توستم تحملکم اما الان نمی شه من یک کم دوستش دارم سحر یک روز زد تو دهن من اوووووووم مهم نیست فعلا یک روز که روز زن بود انچمن برنامه داشت بعد یکی از دخترها به رییس انچمن گفت به ما دخترها هم تبریک بگه روز زن را اون گفت شما که زن نیستین دخترین واقعا که فرق بین زن و دختر تو ایران یک پزده تتوی اندام تناسلی لعنت به این مردان کوته فکر بعد یک روز داشت با یکی از دخترا می حرفید بعد اون گفت وای کی حاظره با یک دختر پا خورده ادواج کنه کسی که از روش مرد دیگری د شده من: پس فراموش کردی که از روی شوهر خودت یکی دیگه رد شده خودتم می دونی بعد دیگه اصلا من خدم بدترین آدم مین آحه با وجود این که بی دینم پشت سر دوستام واسه این کاراشون حرفیدم بعد اوووووووووووووم یکی از دخترها می خواست با من سکس کنه که هم بهش خوش بگذره م اتفاقی نیفته براش ولی من هنوزم در مورد اون توی شوکم هزار بارم اصرار کرد بهش گفتم دوستمی دوستت هم دارم ولی نه من نمی تونم با این موضوع کنار بیام ادامه مطلب
مهتاب نیی امروز روزه گرفت من موندم این بچه چه صبری داره الهی فداش بشم من در تموم این سالها ۸ بار روزه گرفتم که ۵ تاش را خوردم اما امسال یک نذر گردم اگه این جوری بشه یک روزش را روزه می گیرم وحیدی تصادف کرد ماشینش چپ شد اوم من ناراحتم خدا کنه زنده از سفر برگرده خدا را شکر حالش خوبه من از دوستش پرسیدم ب ودش زنگ نمی زم من به اون احساس دارم اگه بی حس بودم می توستم تحملکم اما الان نمی شه من یک کم دوستش دارم سحر یک روز زد تو دهن من اوووووووم مهم نیست فعلا یک روز که روز زن بود انچمن برنامه داشت بعد یکی از دخترها به رییس انچمن گفت به ما دخترها هم تبریک بگه روز زن را اون گفت شما که زن نیستین دخترین واقعا که فرق بین زن و دختر تو ایران یک پزده تتوی اندام تناسلی لعنت به این مردان کوته فکر بعد یک روز داشت با یکی از دخترا می حرفید بعد اون گفت وای کی حاظره با یک دختر پا خورده ادواج کنه کسی که از روش مرد دیگری د شده من: پس فراموش کردی که از روی شوهر خودت یکی دیگه رد شده خودتم می دونی بعد دیگه اصلا من خدم بدترین آدم مین آحه با وجود این که بی دینم پشت سر دوستام واسه این کاراشون حرفیدم بعد اوووووووووووووم یکی از دخترها می خواست با من سکس کنه که هم بهش خوش بگذره م اتفاقی نیفته براش ولی من هنوزم در مورد اون توی شوکم هزار بارم اصرار کرد بهش گفتم دوستمی دوستت هم دارم ولی نه من نمی تونم با این موضوع کنار بیام ادامه مطلب
بد فرم با اسلام و دین و خدا و حجاب و همه این چیزها مشکل پیدا کردم دیشب ترسیدم یک اتفاقی بیفته حسابی داشتم اشک می ریختم خدایا اگه این جوری بشه دیگه حتی باهت هیچ کاری ندارم می شم دشمنت ازت متنفر میشم اگه این جوری بشه خودم می کشمت خدایا الهی بمیری اگه این جوری بشه خدایا اصلا هم برام مهم نیست تا حالا این همهبهم لطف داشتی اگر این جوری بشه خرخرت را خودم می جوم الا برام مهم نیستی کلی هم فحش داغون دادم به خدا کهخداییش خدایا شکرت که هیچ اتفاقی نیفتاد تازه بهش می گفتم به من ربط نداره تو عشقت یک طرفه هست اما اگه اونجوری می شد واقعا همونی می شدم که گفتم تازگیها خانومای با پوشیه خیلی زیاد شدن کی می دونه اون زیر کیه هر کاری دلشون می خواد می کنن نمی گم همه بد هستن ولی خیلی هم پوشیه خوبه واسه پوشوندن خطاها هیچکس نمی فهمه طرف کی بوود دیگه از چادرم خوشم نمی یاد اما خیلی ها هم واقعا خوبن و چادر دارن به من هیچ ربطی نداره زندگی دیگران تو باله یک نوع چرخش آموختم که به راحتی ی شه تو خیابون انجام داد بدون اینکه نظر کسی را جلب کرد اوم دیگه اینک اگه همه رک باشن آدم همیشه امنه و می دونه با کی طرفه اوهوم واسه خدا ادامه مطلب
یک آدم مهربون بی دانش به اندازه یک آدم ظالم با دانش می تونه ضربه بزنه با این تفاوت که آدم مهربون نادانسته ضربه می زنه آدم نا مهربون دانسته ضربه می زنه اوممممممممممم قبلا بیشتر خوش می گذشت ولی به خاطر اینکه کلاسمون با این استاد ماهمون تموم شد اوممممممممممم کمتر خوش می گذره دیگه اینکه یک تیریپ رفتم پارتی خیلی مزخرف بود خداییش بد بود دیگه این پسره ک قار بود بم رقص درس بده کمی زیادی پررو بود بی خیال شدیم دیگه اینکه تازگی ها زیادی شیطون شدم نمی دونم یهو این همه انری نهفته از کجا فوران کرد اوووووووووووووووم دیگه اینکه من خیلی رک و راستم همه می دونن و بچه های دانشگاه اوووووووووووووم قبلا که یکی بود یک نبود اون وقت من از اون یکیی که بود می خواستم که باهام سکس کنه ولی خداییش اگه می گفت باشه من بی خیالش می شدم و اون هر دفعه می گفت نه قاعده بازی را خوب بلد بود اوممممممممممم آدم خوبی بود خیلی محکم بود ولی خوب بی حس بود ایدم فقط نسبت به من بود خیلی هم باهوش بود همه چیز را طبیعی جلوه میداد یکجوری که هیچوقت هیچی نگی حالا فعلا بی خیا اینکه آها یکی از دوستام بی نهات خوشگله بعد با یک پسره زشت معتاد ۱۱ ماهه که دوسته اما خدا را شکر هر ۲ تاشون با هم شاد هستند قبلا دختره خیلی لاغر بو ۳۵ کیلو بود بسکه غصه می خورد با قد ۱۶۰ ولی الان خوشگل خانوم ۵۴ کیلو شده ما هم وقتی می بینیم اون انقد خوشحال و راضیه هیچی نمی گیم آها اوووووووووووم اه تو این تابستون شر بازی در نیاوردم وای می خوایم یک جای خیلی خوب بریم مسافرت خدا کنه حتما بریم خیلی هم خوش بگذره تا حالا نرفتم وای اگه برم می ترکونم خدا کنه مامان بابام بگذارن درسته که ما بی حجاب و آزادیم ولی مامان بابام بازم گیر میدن مخصوصا به من وای خیلی فضاست اگه بریم فعلا که باید امتحان هام را بدم آها یکی از زنای فامیلمون که از یک خونواده سطح پایین اومده واسه من شده شاخ قبلا مرواریدم نمی دونسته چه رنگیه حالا جواهرهای ۲۰ میلیونی می ندازه به سر و گردنش کاش یک کم خوشگل یا با سواد بود من نمی دونم این مرد از روی چی این زن بی ریخت را انتخاب کرده من موندم حیرون یعنی نمی دونم از دست کدومشونناراحت باشم بیشتر از دست شوهره ناراحتم با این سلیقه اش آدم حتی خوشش نمی یاد تنها با این زن بگرده سطح کاسش می یاد پایین هرچقدر هم شیک بپوشه ایشون ترکوندن بااین سلیقشون با زنی که گرفتن حالا ما هم مجبوریم تحمل کنیم اه هر وقت ربوسی می کنم باهاش حالم بد می شه فکر نکنین معیار من ظارشه بلکه معیار من باطنش هم هست نه سوادی نه برخورد مناسبی فقط یک روباه مکار هستش ادامه مطلب
وای یک چیزی بگم که نگفته نمیرم اون روز می خواستم عکسی را برای دوستم بلوتوس کنم بعد یکهو دیدم عکس تو را بدون اینکه نگاه کنم انتخاب کردم اما خوب بلوتس نکردم اون روز سوار اتوبوس شدم خیلی هم خسته بودم نسته بودم رو صندلی چون اتوبوس خلوت بود بعد یکهو یکی سوار اتوبوس شد شبیه تو بود حالا با قد متفاوت و... ولی از دور تو بودی منم زل زده بودم به اون تو را که نمی تونم ببینم اما عکست وشبیهت را که می تونم ببینم بعد چون خیلی هم خسته بودم چون شب ساعت۱۱ خوابیدم بعد صبح ساعت ۳ بیدار شدم اصلا نمی توستم بخوابم غم توی دلم مونده بوود و به صورت اشک می یومد بیرون تا ساعت ۵:۳۰ گریه کردم بعد خواهر کوچولوم را بیدار کردم چون دندون هاش را تو خواب می سایید به هم بهش آب دادم بهم می گه چقدر دماغت قرمز و گنده شده بعد خندیدیم بعد چشمام را بستم ساعت ۷ مامانم گفت بیدار شو ولی من که نخوابیدم اها اون هم که من همش بهش نگاه می کردم چون شبیه تو بود بعد از اینکه من از اتوبوس پیاده شدم اونم پاده شد بعد هم اومد جلو گفت من تو خط شما نبودم شما خیلی زیاد به من نگا می کردین خوب به من چه که تو شبیهی برام دیگه همین ادامه مطلب
خوشبختی یعنی یک مرد خیکی حساب بانکی ماشین مشکی سعادت یک زن چاقه دستپخت عالی جهیزیه کامل *************************** الهی شفا پیدا کنی تو تو دنیایی که بی وفایی هستش دوست باوفا پیدا کنی تو دور ئنیا ا بگردی عاشقی مثل من پیدا کنی تو ادامه مطلب
الهی بمیرم خواهر کوچولوی خوشگلم برای اشک هایی که امروز ریختی اصلا بگو به تو چه که تو کار بچه ها دخالت می کنی هز چند خواهر کوچولوم تو انجمن دوستاش قلدر بازی در میاره اما امروز که می خواستم برم باله دم در به خواهرم گفتم انقدر دوستت را اذیت نکن دویستش هم سو استفاده گر تا من رفتم اونم رفت خواهریمم ۳ ساعلت تنهای تنها بود الهی من برای تو و چشمهای پر از اشکت بمیرم که نمی تونی اشکهات را نگه داری عاشقتم عزیزم هر چند نادونسته بهت ضربه زدم ادامه مطلب
امروز فهمیدم توهمی هم شدم یعنی کنار خیابان واستاده بودم تاکسی بگیرم بیام خونه یک مزاحم هم داشتم بعد یک ماشینه برام توقف کرد فکر کردم تاکسیه صندلی جلو هم ۲ تا پیرمرد سوار شدن بعد این پسره که مزاحم بود گفت وای نه نگاه کردم دیدم اون ۲ تا پیرمرد تبدیل شدن به ۲ تا پسر جوون که نیششون بازه تاکسی هم تبدیل شده به کمری منم در ماشین را بستم گفتم ببخشید سوار نمی شم اونا هم رفتن
ادامه مطلب
تا حالا داستانی ب زیبایی داستان خنگ ترین اردک دنیا نشنیده بودم که اسمش جوماییاما بود بعد اون می خوست تخم بگذاره اما دنبال نرم ترین و راحت ترین لونه دنیا می گشت که عمو مهربون که دم پشمالو با رنگ نارنجی داشت و اون یک روباه بود بهش می گه که خونه من نرم ترین و راحت ترین مکان دنیاست اردک قصه ما هم وقتی وارد لونه روباه می شه می بینه یک دنیا پر اونجا ریخته و فکر می کنه که حتما باید نرم و راحت باشه چون پر از پرهای نرمه ************************************* غصه همین واسه عشق تازه اجازه بی اجازه هست ********************************************* چیزی که در مورد سن من درسته اینه که هر چی سنم بالاتر میره ضریب فکریمم بالاتر میره *********************************************** بعد اینکه بچه تر که بودم دنبال عشق های افسانه ای می گشتم مثل قصه شاهزاده و گدا اما در این صورت که مثلا من به یک پسر زشت ترین عکس خودم را نشون بدم و اون عاشقم بشه و بمونه بعد که من را می بیه تعجب کنه که منم خوشگلم چه خزعبلاتی داشتم برای خودم بغیه هم دارند یا داشتند بر منکرش لعنت ادامه مطلب
من که وحید را دوست دارم و دوست دارم بگرده خودش رفت یکهو و نمی یاد من ازش چند بار خواستم که بیاد ولی آدم که نمی تونه مزاحم مردم بشه هی بگه یا بیا یا بیا وحید هم آدمه لابد هزارتا برنامه داره تو زندگیش و من جز هیچ برنامه ایش نیستم نمی تونم که زالو بشم بهش بچسبم خونش را بخورم عاشقش نیستم چون نمی دونم عشق چیه ولی خیلی زیاد دوستش دارم از کلمه عشق زیاد خوشم نمی یاد یک کلمه هست که واسه نمی دونم چی ساخته شده دوست دارم برگرده اگه دوست داره خیلی هم دوستش دارم دیگه نمی دونم چی بگم همیشه من بهش تکیه میدادم و اون بعضی وقت ها می گفت قشنگ یادم نمی یاد چی می گفت اما بعضی وقت ها گیر می داد که به من تکیه نده منم هی می گفتم ۵ دقیقه ۱ دقیقه ۳۰ ثانیه اون می گفت ۱ ثانیه هم نمی شه منم می گفتم نیم ثانیه اون می گفت هیچی این کاراشم جالب بود آدم می موند تو خماری
امیدی به برگشتش ندارم شایدم
ایندفعه خیلی جدیه ! جواب موبایلشم نمی ده وقتی بهش زنگ می زنم شایدم من بد بودم آدم که نمی دونه اما اگه راهی برای برگشت هست لطفا برگرد اون روز سوار اتوبوس شدم بعد یک خانم پیری که خوشگل و ظریف هم بود اما سانتال مانتال نبود چادر و مقنعه پوشیده بود ولی خیلی ناز بود بعد یک دختر ۶ ساله تو بغلش بود یک پسر تپل ۸ ساله هم کرش نشسته بود خیلی هم پسره مودب بود ون یک خانومه چاقالوی بی ادب یکهو به خانومه توپید که من ۳۰ تومان پول بلیط دادم اووقت درسته کهمن وایستم بچه های تو بشینن خانومه به پسره گفت بلندشو بگذار خانوم بشینن بعد پسره بلند شد گفت بفرمایین خانوم خلاصه خانومه هم خجالت کشید فت نه پسره هم بشینه ولی اونورتر ک اینم بشینه حالا فکر کنین صندلی ۲ نفره بود ۴ نفر نشسته بودن بعد یک خانومه سوار اتوبوس شد یک دختر ۴ ساله بغلش بود که دختره خواب بود این پیرزن خوشگله ظریفه هم اصرار می کرد بچه را بده بغل اون چون اون نشسته بعد خانومه می گفت آخه یک بچه تو بغلته یکی هم کنارت شسته جا نداری ولی پیرزنه می گفت خیلی هم جا دارم بعد یک کوچولو فضای خالی بود نشون میداد می گفت ببین خلاصه که اون دختر ۴ ساله را هم گرفت تو بغلش و بچه اصلا هم بیدار نشد بعضی از مردم مثل این پیرزنه کوه عشقن وحید هم شاید این جوری بود شایدم نبود زیاد می شه گفت نمی شناختمش همیشه فکر می کردم می شناسمش اما کم صحبت می کرد واسه همین نمی شناختمش خداییش چقدر خوب میشد من اونهمه محبت می داشتم اما ندارم دیگه واقعا متاسفم واسه خودم البته فکر نکنین من نشسته بودم بلکه ایستاده بودم
ادامه مطلب
اااااااااااااااوووووووووووووووووم
اولش اینکه وحید خیلی جالب بود نمی دونم شاید الان یست یا لااقل انک واسه من نیست واااااااااااااااای خیلی خوش می گذشت همش تفریح پیتزا کافی شاپ تو درسم کمک می کرد وحید کسی بود که سوال آدم را جواب نمی داد انقدر از آدم می پرسید تا خود آدم به جوابش می رسید وای چقدر لوس بودم بهش می گفتم با من ازدواج می کنی؟ اون می گفت نه یا حالا ببینیم منم ۶ ساعت گریه می کردم رگ خواب همه تو دستش بود دیگه فعلا الان هیچی نیست یا میاد یا نمیاد دیگه ولی دلم واسه وحید و اون همه خوشگذرونی تنگ شده نمی دونم یک جوری بود خوشگذرونیمون می رفتم تا عرش آسمون احساس می کنم س خیلی بدی دارم شبا میمیرم و زند میشم تا میخوابم روزها بهتره تندتر میگذره ولی شبا تا نزدیک های صبح بعدم خوابی که می بینم همش کابوسه می دونم خیلی بیش از حد قویم تو ۵ سالی از اون مریضی که ۸ سال طول کشید نجات پدا کردم درسته که مامان بابام پشتم بودن ولی تو تموم دردها تنها بودم وحید واسه کار احمقانه ام معذرت می خوام می دونم که باهوشی اولش ین قصد را نداشتم بعد شروع کردم به کرم ریختن شایم از اول این قصد را داشتم یادم نمی یاد فراموش کردم دیگه اینکه وای انقدر خوش می گذشت همش من کرم می ریختم وحید وقتی کرم می ریختم حرف خاصی نمی زد اما بغیه من که کرم می ریزم یا نمی گذارن یا هم دعوا می شه اما وحید مجسمه آزادی بود همه وع کرم ریزی هم مجاز بود ولی وحید مجسمه استقامت هم بود ادامه مطلب
یعنی مهمه ولی مجبورم بگم مهم نیست فکرش را بکنید دوستی معمولی خیلی هم خوبه آدم یک دنیا هم کامپیوترش بهتر می شه دیگه وای فکرشم برام عجیبه ۵شنبه به خواهر بزرگم گفتم من امتحان پیام نور داریم اما حتی تو سایت هم ننوشته کی باید کارتم را بگیرم؟ اونم گفت زنگ بزن پیام نور من هم با وجود اینک همیشه تنبلم همون لحظه زنگ زدم مرده هم گفت تا امروز ساعت ۶ آخرین مهلت گرفتن کارتهاست بعد دیگه من که هیچی نخوندم ولی جمعه رفتم سر امتحان اصلا رو هوا می زدم بدون اینکه بخونم بعد هم گیر داده بودن نمی ذاشتن از جلسه بریم بیرون یک پسر هم نبود آدم یک کم کرم بریزه همه هم اعتراض می کردن ه برن بعد یهو مدیره حسابی می تپید به ما نمی دونم چی شد من یهو سر جلسه مشهور شدم مدیره هم باهام خوب برخورد می کرد بسکه من مشهورم اصلا تازگی ها تصمیم گرفتم معمولی مثل شلغم و لبو با وحید دوست باشم خیلی معمولی ولی خداییش خشم نمی یاد با من مغرور باشی بعدم دیگه اینکه صدف جون عزیزم این چه طرزشه وحید شوخی می کرده دیگه من نمی دونستم یکی از دوستام واسه ی پسره نکبت خودکشی کرده فکرش را بکنین ادم با هزار امید بچه بزرگ کنه انوقت این بچه نکبت واسه یک پسر خودکشی کنه حالا گریه بکن ولی خودکشی نه دیگه اصلا برو معتاد شو ولی خودت را نکش دیوونه وحید دیگه دوستی شلغمی که خوبه دیوونه ولی عصبانی نشی که من خسته شدم دیگه نوبتی هم باشه نوبت دیوونگی منه اه ستاره جون راست می گه که می گه سو تفاهم شده برات ولی من عاشق ای سو تفاهم ها هستم اصلا م خوشم نمی یاد تو فکر من ر ا بخونی بیا دیگه اصلا تو بشو شلغم منم می شم لبو تازه همه م گن من دپم هستم ولی نه اونقدر که اونا فکر می کنن دیگه اینکه من خیلی ماهم اصلا هم از صبر خوشم نمی یاد میوه صبر هم خیلی مسخره است وحید خان اصلاادم خوشش نمی یاد تازه وقتی ادم همش می تونه بهش خوش بگذره چرا صبر کنه مگه روان پریشونه یا خود درگیری داره یا سادیسم داره من نمی دونمⱕMduJr{b3Cow1AD2ٯ @dl% `z*kn=}0-Amt{/wE!Jv̑ԃ }7Mx`!>[,5ujӴP(qtb[@[HteXe zY ɬ p7 ولی حتما می شه دیگه برگرد دیوونه لطفا یک دوستی شلغم لبویی وای اینکه محشره دیوونه بیا نینی شلغم زندگی زنگ تفریح نیست ساعت بعد حساب داریم درد دل گنجشک با خدا ادامه مطلب
دوست دارم وحید خان برگرده آخه ترکم کرده اما اگه دوباره بیاد و ترکم کنه دیوونه میشم میدونم بیشتر از اونی که فکر می کنم قویم ولی خوب برام سخته قبلا سخت تر بود خدا را شکر زود عادت می کنم دیگه اینکه زور که نیست یک روز یکی می اد یک روزم میره دوست دارم برگرده یک دنیا خاطره جالب باهاش دارم اما خوب فعلا که نیست دیگه اینکه رقصم خیلی جالب و توپ شده مخلوطی از باله و ایرانی یک پسره هست رقصش محشره اسپانیایی لامبادا و .. چند تا از رقص ها را قراره اون بهم یاد بده اخه ۲ نفره است اون به من می گه حاظری بیای تو بغل من چون واسه رقص لازمه منم اسلامیش را بلد نیستم منم گفتم باشه چون مطمئنم که آدم امنی هست این پسره قدش خیلی بلنده ۱۸۹ هست بعد نمی دونم بتونم خوب باهاش برقصم یا نه اخه من ۱۵۵ قدمه بهش می گم می گه مشکلی نیست کو تا اون وقت خالی پیدا کنه تازه باید برم خونشون احتمالا از مامان بباش و خواهراش خجالت می کشم ولی واسه رقص چون خیلی بهم خوش می گذره پسره هم امنه هیچ چی مهم نیست ادامه مطلب
|
Designed By :HAMRAZ