تبليغاتX
آزادترین دختر دنیا








عشق بازی طبیعت زیباست عشق بازی زیباست

 

آهای آهای بهاره عید اومده دوباره

Fresh Air....

 Fresh Idea....
 Fresh Talent....
 Fresh Energy....
Have a great Year. HAPPY NEW YEAR

 

 

فصل عشق بازی

طبیعت مبارک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یک دل نه صد دل عاشق

ولی انگار نه انگار

امون از دست این دل

امون از دست این یار

به عشقت عاشقم

ادامه مطلب
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 | لينک ثابت | ورونیکا |


برای وحیدم دعا کنین لطفا

خدایا مراقب وحیدم باش

اه واسه اینکه از نگرانی در بیام یک کم راجع به نینیم بنویسم

اه یک روز رفتم توی اینترنت بعد چت بعد روم

بعد گفتم یکی بیاد تو درسام به من کمک کنه

بعد وحیدم پیدا شد مرسی خدایا

بعد با وحید دوست شدم ماه رمضون بود

وحید روزه می گرفت من نمی گرفتم

واسه همین من می موندم گشنه اما همیشه بطری آبم بود

همش تو این فکر بودم مخ وحیدم را بزنم که

خدا را شکر خواستن توانستن است

تازه به هر چی فکر کنی بهش می رسی

بعد من و وحید از ساعت ۱۲ با هم بودیم معمولا

تا قبل از اذان مغرب

بعد شب زیبا فرا رسید

من گیر دادم  الا و للا امشب باید با من افطار کنی

بریم پیتزا بخوریم منم عاشق پیتزا

وحیدم گفت  دیرت می شه می خوای یک شب دیگه

من:نه همین امشب تا من تو را تیغ نزنم نمی شه

وحید خوب بهت پیتزا می دم یک شب دیگه نمی شه؟

من: نه اصلا همین امشب

بعد رفتیم پیتزا پونک محیطش خیلی زیبا بود

بعد از پیتزا

من: بریم کافی شاپ

وحید:یک شب دیگه باشه

من:نه همین امشب من باید بتیغمت همین الان

وحید :باشه بریم

من:

بعد رفتیم کافی شاپ

خیلی جای با کلاسی بود تا حالا نرفته بودم

بعد راضی شدم برم خونمون

بعد اینکه وحید خیلی کم ناراحت می شه ولی وقتی

ناراحت می خواد بشه   Alarm

میده و من هم آروم میشم

مثلا بعضی اوقات که می خوام گریه کنم

می گه:من خوصله ندارم

 از بس بد جنسه وحید

بعضی وقت ها هم که با هم میریم بیرون من حاظر نیستم برم خونه

میگه نمی دونم این دفعه تو را چه جوری خر کنم

پررو

چند روز پیش رفتیم با وحید پیتزا خوردیم بعد رفتیم

پروما کافی شاپ

برگشتن

وحید جونم بریم این شمع فروشی را ببینیم

وحید:بریم

من وحید این شمعه خوشگله

وحید:آره

من:بخریمش

وحید :دوست داری می خرمش برات

من:آره آره

وحید این این عود هاخیلی گرون نیست

وحید : می خوای ؟

من:اره ولی خیلی گرونه

وحید :باشه بردارش

من:

من:یک شمع هم برای آزی بخرم؟

وحید جونم: بخر

خلاصه که پول همه اش را نینیم داد

وای تو چقدر ماهی وحیدم

خدایی وحیدم یک فرشته است

حتی خواهر بزرگم می گه :وحید چه جوری تحملت می کنه!!!!!!!!!!

من وحیدم را خیلی دوست دارم

دل آدمها مثل یک جزیره دور افتاده است

مهم نیست چه کسی برای اولین بار واردش شده

مهم کسی هست که هرگز

جزیره را ترک نمی کنه

  

 تقدیم به  عشق واقعی قلبم وحید

قلبت را می خواهم برای

دوست داشتن

و تو را برای

پرستش می خواهم

تو به من حس ها ی زیبای خدایی میدی عشق من

و من از شادی تو آسمونام همش

اینکه تو هستی رو سیاره من

و دوستمی بی نظیره

غیر قابل وصفه

 دوستت دارم با تموم جونم

 

امروز کامل ندیدمت گلم  ممنون که اومدی عشق مهربونم

با وجود اینکه کار داشتی

اصلا دوست نداشتم ازت جدا شم

واسه همین زدمت معذرت کیسه بکسم

خیلی محشری تو

سال ۸۶ سال کوروش کبیر است

من یک عالمه دوست دارم

نمی دم چه جوری صبر کنم تا شنبه ببینمت گلم

امیدوارم کادوم تکراری نبوده باشه

 

تو را دارم ای گل جهان با من است

 چند روز پیش فیلم the secret

بیست دقیقه اولش را دیدم

راجع به این بود که زندگی انسانها و خوشبهتی یا بد بختیشون چگونه به وجود می یاد

تو این فیلم می گفت به هر چی فکر کنی اتفاق می افته

افکار مثل نیروی جاذبه هستند

مثلا وقتی از بالای پشت بوم می افتی نیروی جاذبه زمین

براش فرق نداره که آدم خوبی یا بد 

و هر اتفاقی که برای آدم بد بیفته برای تو هم می افته

منم به این موضوع اعتقاد دارم

خواهر بزرگ من دختر منفی گراییست با وجود اینکه خیلی پر تلاش و موفق است

اما نسبت به من که کم تلاشم موفقیتش کمتره

خلاصه برای هر چیزی فکر کنی اتفاق می افته

البته تلاشم لازم داره

در هر حال خودمون خالق سرنوشتمون هستیم

فیلم بسیار زیبایی بود

امیدوارم ببینینش و منم کاملش را پیدا کنم

یک نمونه افکار من وحید هست

بیش از حد خوش اخلاقه

همه دوستام می گن ختی خواهر کوچیکم

هر کدوم از دوستام که وحید را می شناسه

دوستش دارن 

دوسست صمیمیم مریم می گه خیلی با هم متفاوتین

انقدر وخید را اذیت نکن

گناه داره واقعا اقاست

چه جوری تحملت می کنه؟ 

وحید  وحید  وحید

 ای ول وحید عشق من یک عالمه دوست دارم

 

 

ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 | لينک ثابت | ورونیکا |


ذهن پر از چالش

اول بگم که عاشق خیلی چیزها هستم به خصوص پول

دوست دارم ثروتمندترین انسان زمین بشم

هم مسئولیتش سخته هم رسیدن بهش

حلت توی سمینارش که چند روز پیش از شبکه مهاجر پخش شد

گفت برای کارگردانهای ایران متاسفم

سکانس ۱

مرد نقش اول فیلم را نشون میده که تو ویلای شخصیش هست

سکانس دوم

جنس های قاچاق را امشب انبار کنیم

خدایی خیلی ها فکر می کنند ثروتمندان بد هستند جانی و ادمکش هستند

در حالی که اونها بیش از ما تلاش می کنند برای پول

بعضی ها می گن پول کثیفه

پس هیچ وقت پولدار نمی شن

اما پول مهربونه و خوبه منم خیلی دوستش دارم

 

 

اه من وحیدم و کیسه بوکسم را هم خیلی دوست دارم  خوب خیلییییییییییییی زیاد

اون خیلی ماهه من را درک می کنه

من از خشونت بدم می یاد متنفرم از خیلی چیزها ناراحت می شم

از خیلی واقعیات و دوست ندارم کسی شوخی کنه راجع بهش

مثلا خدا غرق در رحمت کنه

یکی از مهندسای شرکتی که بابام توش کار می کنه

رفته زیر غلتک اسفالت و فوت کردن خدا رحمتش کنه

اه وحید من کیسه بوکسم

دلیل خنده ام گریه ام

اول اینکه من و وحید می خوایم امتحان پیام نور بدیم

وحید واسه کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات

من برای کارشناسی فناوری اطلاعات

امیدوارم هر دومون قبول شیم

تازه باید کلی درس بخونم اگه تنبلیم بگذاره

اه من وحید را خیلی دوست دارم چند روز پیش توی کافی نت  بودم

منتظر وحید دوست پسر خیلی وقت پیشم هم بود

و دوست دخترش پسره آروم و کسل کننده است

ودختره هم برای پسره به خاطر دل پسره چادری شده

اون دو تا هر دو با من آشنایند

بعد چند دقیقه وحیدم به موبایلم زنگ زد

وحید :چقدر زنگ زدی مگه نگفتم من تو جلسه ام

اگه اینجا بودی یک پارچ آب می ریختم روت

من:تو این کار را بکن تا کتک بخوری

دختره و پسره:

لابد دختره بعد به دوست پسرش گفته این دیگه چه نکبتی بوده باهاش دوست شدی

بعدم که وحید اومد کلی مشت خورد و بهم هم فلش یاد داد

به این می گن دوست پسر ماه

وحید چند تا خوبی بزرگ داره

۱. اینکه من می تونم باهاش راجع به سکس بحرفم و اون تقاضای سکس نداره

۲. به من آرامش میده امنیت میده

۳. به من می گه من می تونم

۴ . اگه من کار اشتباهی کنم می تونم بهش بگم بدون اینکه مواخذه بشم

مثلا ۲ بار با پسرهای دیگه رفتم بیرون و به اون گفتم و اون هیچی نگفت

۴. من را درک می کنه

۵. با من همفکریمیکنه به خرفهام درد دلام احساسام گوش میده

و...

چند روز پیش به مامانم گفتم سهیل پررو را دیدم

شیشه ماشینش را کشید پایین همش هم می ایستاد

مامانم گفت تنها بودی یا با وحید بودی؟

من:تنها

خواهر بزرگه : چون می دونسته چت می کنی می خواسته به اون هم پا بدی

من:

فرداش من دروغ گفتم

مامانم: چی را؟

من:با وحید بودم سهیل را دیدم

مامانم :دختره پررو

من:

اصلا دلم نمی خواد دروغ بگم بعضی وقت ها مجبورم دیگه

ولی خداییش با وحید جونم بودم با عشقم

چند وقت پیش دست در دست وحید بودم وداشتم سرم را به آستین لباسش می مالیدم

که

پدربزرگ و مادربزرگم را دیدم

و اونها هم لطف کردن ماشین را نگه داشتن

مامان بزرگ : دختره پررو

پدر بزرگ: کجا میری؟

برسونمت بارون می یاد

من: نه مرسی

پدربزرگ:با اون آقایی

من:بله

پدربزرگ :باشه خداحافظ

من:

وحید :۴ روز بعدش

وحید :امیدوارم پدربزرگت ببینمون بعد چی کار می کنی؟

من: میگم پدرجون ببینین هنوز با همون آقایم

آقام را عوض نکردم

من وحید را خیلی دوست دارم

دیوونه من است

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب
سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 | لينک ثابت | ورونیکا |


تولدم مبارک

دیروز با وحید جونم تولد گرفتیم آخه تولد من جمعه بود و نمی تونستم با هیچ بهانه ای از

خونه بزنم بیرون الهی فدات بشم وحید جونم

من روز ۸ اسفند بهش گفتم روز ۱۷باید بیای پیش من تولد من ۱۸ است ولی ۱۷ میبینمت

وحید:خوب لا اقل می گذاشتی سورپرایزت کنم

من: نه تولد منه باید بیای

وحید :باشه میام

دیروز با وحید اول رفتیم پیتزا خوردیم بعد بهم کادو داد

۵ تا کادو عکسش را  می گذارم

خیلی قشنگن

۲ تا عروسک یک دونه جا شمعی فرشته

۱ دونه ماگ ۱دو نه عطر خوشبو

بعد رفتیم سینما

بعد من هم حسابیکیف کردم اصلا می خواستم از شادی وحید را بخورم

ولی دریغ از یک بوس

وحید یک قانون داره می گه بوس نه

اما به جاش من خیلی رویاییم تو رویا حسابی بوسیدمش

تازه وحید راجع به ازدواج هیچی نگفته دیشب بهش اس ام اس زدم

اولین شبی که تو آغوشت خوابیدم وقتی زنت شدم جبران می کنم

تازه باید از خداشم باشه من زنش می شم من که از خدامه اون شوورم بشه

خیلی ماهه هر چی بگم کم گفتم

خیلی خوب آدم را درک می کنه از حرف قلبت با خبر می شه

تازه وقتی گریه می کنی مودت را عوض میکه

یا وقتی گریه ات شدید می شه آرومت می کنه

خیلی رک و راسته

و من را دوست داره

اون خیلی درشته و من ریز از هیکل درشتش خیلی خوشم می یاد

در ضمن اگر با هم ازدواج کنیم ترجیح مدم بریم ونکوور کنیم

جاییست شبیه بهشت

به وبلاگ پری دریایی سر بزنید تا زیباییش را ببینید وحید من

می خواد بره خارج از ایران واسه زندگی

اون هر حرفی که می زنه بهش عمل می کنه مرد عمل هستش

پس بریم ونکوور

از الان گفته باشم

من زن وحید می شم

اینم دسته گلم

تازه وحید از اینا برام تاجش را خرید از بس خوش سلیقه است

وحید جونم یک عالمه دوستت دارم

 وحیدم  مثل با لشت نرمه واسه من

 چند روز پیش بدون اینکه حواسم باشه رفتم تو بغل وحید واسه اولین بار بعد ۵ ماه دوستی

هم بغلش بزرگه هم آرامش میده به آدم

من ان شب در استرس بودم بعد رفتم طرف وحید بعد دستم را دایره کردم دور کمرش سرم را چسبوندم به سینه اش

 من نمی خوام وحید خوشبتم کنه می خوام با وحید خوشبخت بشیم

ادامه مطلب
جمعه هجدهم اسفند 1385 | لينک ثابت | ورونیکا |


روز زن

 

به دستی که شلاق مرگه     به چشمی که فصل تگرگه    به پرونده زرد پاییز که برگه که برگه همه اش برگ برگه
 به اعدام بارون
بگو نه    به تقدیر گریون بگو نه    به این سال و ماه شکسته   به این سقف ویرون بگو نه!

به رسمی که سرزندگی نیست    به فصلی که بارندگی نیست       به تاریخ تلخی که توش زندگی نیست

نه بگو نه،   بگو نه   به قانون رسمآ، زنى تو فقط زن، به اين خط كشى ها، دنياى بى زن نه بگو نه،   بگو نه-

 
تاریخچه 8 مارس/ روز جهانی زن
 
تاریخچه هشتم مارس به سالهای میانی قرن نوزدهم بر می گردد. در
 
هشتم مارس 1857، زنان کارگر پارچه باف در آمریکا به مبارزه
 
برخاستند. شرایط کار و زیست کارگران زن وحشتناک بود: ساعات
 
کار طولانی و کشنده، استثمار شدید، دستمزد اندک و محرومیت از هر
 
گونه امکانات رفاهی. بعلاوه آنها بار نگهداری و بزرگ کردن
 
فرزندان و کار بردگی خانگی در خدمت همسر و مردان خانواده را هم
 
بدوش می کشیدند. پس به خیابانها ریختند و خواهان افزایش
 
دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط کار شدند. این مبارزه،
 
نقطه عطفی در تاریخ مبارزه زنان و کارگران در گوشه ای از دنیا بود
 
. 8 مارس 1857، مقاومت زنانی را بازتاب می داد که با حرکت
 
پرشتاب سرمایه داری به عرصه تولید و بردگی مزدی کشیده می شدند
 


 
این مبارزه در ذهن زنان آزادیخواه در آمریکا حک شد. سالها بعد، در
 
دوره ای که مبارزات زنان برای تامین حقوق سیاسی و اجتماعی اوج
 
گرفته بود، بمناسبت پنجاهمین سالگرد هشتم مارس، زنان دست به
 
تظاهرات زدند. سال 1907 بود، و جنبش کارگری و سوسیالیستی در
 
 آن دوران، به یک پدیده متحد بین المللی تبدیل گشته بود. زنان کارگر
 
 و روشنفکران انقلابی بسیاری در صفوف این جنبش مبارزه می
 
کردند. در این میان، پیشگامانی بودند که بدرستی بر ضرورت مبارزه
 
مشخص علیه ستم جنسی و مبارزه برای برابری اجتماعی و اقتصادی
 
و سیاسی زن و مرد، انگشت گذاشتند. آنها مبارزه می کردند تا نشان
 
دهند که این امر جزئی لاینفک، مهم و غیر قابل چشم پوشی از مبارزه
 
 برای رهایی همه استثمارشدگان دنیاست. آنها بدرستی معتقد بودند که
 
این مبارزه ، تاخیر بردار نیست. پایه و پشتوانه تلاش آن پیشگامان،
 
مبارزات در حال گسترش توده زنان در آمریکا و اروپا بود که مسئله
 
زنان را بمثابه یک مسئله حاد در دستور کار مطرح می گذاشت

 
ایده انتخاب روزی از سال بعنوان «روز زن» نخستین بار در جریان
 
مبارزه زنان نیویورک با شعار "حق رای برای زنان" مطرح شد. این
 
شعار خصلتی فراگیر داشت و توده وسیع زنان را از اقشار و طبقات
 
مختلف در بر می گرفت. زنان در پشت این شعار، برسمیت شناساندن
 
هویت اجتماعی و انسانی خویش را جستجو می کردند، واقعیتی که در
 
نظامهای طبقاتی مردسالار برای قرنها نادیده گرفته می شد. دو هزار
 
زن تظاهر کننده در 23 فوریه 1909 پیشنهاد کردند که هر سال در
 
روز یکشنبه آخر فوریه، یک تظاهرات سراسری در آمریکا بمناسبت
 
«روز زن» برگزار شود

در سال 1910، "دومین کنفرانس زنان سوسیالیست" که"کلارا
 
زتکین" از رهبران آن بود، به مسئله تعیین "روز بین المللی زن"
 
پرداخت. باید روزی انتخاب می شد که بحد کافی شاخص مبارزات
 
زنان بوده و نمونه شاخصی بر جای گذاشته باشد. زنان سوسیالیست ا
 
اتریشی قبلا روز "اول ماه مه" را پیشنهاد کرده بودند. اما اول ماه
 
مه، جایگاه و مفهومی داشت که می توانست اهمیت و جایگاه مبارزه
 
مشخص بر سر مسئله زن را تحت الشعاع قرار دهد. زنان
 
سوسیالیست آلمان، روز 19 مارس را پیشنهاد کردند. مناسبت این
 
روز، مبارزات انقلابی مردم در سال 1848 علیه رژیم پادشاهی پروس
 
بود که به عقب نشینی لفظی حکومت در نوزدهم مارس همان سال،
 
منجمله در مورد مطالبات زنان، انجامید. "دومین کنفرانس زنان
 
سوسیالیست" تاریخ برگزاری نخستین مراسم «روز زن» را 19
 
مارس 1911 تعیین کرد. تصمیم گیری قطعی برای تعیین «روز جهانی
 
زن» به بعد موکول شد

بعد از انتشار قطعنامه کنفرانس در مورد تعیین «روز جهانی زن» ،
 
"انترناسیونال دوم" (تشکیلات بین المللی احزاب سوسیالیست و
 
جنبشهای کارگری در آن دوره) از این تصمیم حمایت کرد، و نخستین
 
تشکیلاتی بود که این روز را برسمیت شناخت. برای اینکه «روز
 
جهانی زن» ، مورد شناسایی و قبول عموم قرار گیرد، نیاز به زمان
 
بیشتر و مبارزه ای پیگیرانه تر بود
19 مارس 1911 فرا رسید. خیابانهای آلمان، اتریش، سوئیس و
 
دانمارک با مارش قدرتمند زنان بلرزه در آمد. تعداد زنان تظاهر کننده
 
در اتریش به 30 هزار نفر می رسید. « روز جهانی زن» نظام ا
 
استثمارگر را به مصاف طلبید. نیروهای پلیس به تظاهرات حمله برده،
 
به ضرب و شتم زنان پرداختند و گروهی را دستگیر کردند. از همان
 
نخستین مراسم « روز جهانی زن» روشن شد که سازشی در کار
 
نیست

سال 1913 "دبیرخانه بین المللی زنان" (یکی از نهادهای
 
انترناسیونال سوسیالیستی دوم)، هشتم مارس را با خاطره مبارزه
 
زنان کارگر نساجی در آمریکا، بعنوان «روز جهانی زن» انتخاب کرد.
 
در همان سال، زنان زحمتکش آگاه و زنان روشنفکر انقلابی در
 
روسیه تزاری و در سراسر اروپا، مراسم «8 مارس» را بشکل
 
تظاهرات و میتینگ برگزار کردند

در سال 1914، دولتهای سرمایه داری دنیا را به کام جنگ جهانی اول
 
کشاندند. در همه کشورهای اروپایی، حکومتها مردم را به کشتار ا
 
انسانها در کشورهای رقیب فرا می خواندند. جنگ، بر جنبش زنان و
 
مسائل و شعارهای پیش پای این جنبش کاملا تاثیر گذاشت. در اروپا
 
که مرکز جنگ بود، زنان انقلابی تلاش کردند تظاهرات 8 مارس 1915
 
 و 1916 را تحت شعار مرکزی "علیه جنگ" برگزار کنند. سیاست
 
آنها باز داشتن مردم از شرکت در جنگی بود که فقط منافع دولتها را
 
تامین می کرد. در کشورهای درگیر جنگ، اقشار و طبقات مختلف به
 
موافقان و مخالفان جنگ تقسیم شده بودند. جنبش زنان نیز از
 
تحولات عمومی و جهت گیریهای گوناگون سیاسی بر کنار نبود و نمی
 
توانست باشد، چرا که این جنبش از دل همان جوامع و تضادهایش سر
 
بلند کرده بود و از فضای سیاسی حاکم، جدا نبود. انشعاب در صفوف
 
جنبش زنان، مانع از برگزاری سراسری و گسترده «روز جهانی زن»
 
شد

ستاره هشتم مارس بار دیگر در سال 1917 درخشیدن گرفت.
 
تظاهرات زنان کارگر در پتروگراد روسیه علیه گرسنگی و جنگ و
 
تزاریسم، بانک آغازین انقلاب بود. کارگران شهر در پشتیبانی از این
 
تظاهرات، اعلام اعتصاب عمومی کردند. 8 مارس 1917 به یک روز
 
فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب روسیه تبدیل شد. با پیروزی انقلاب ا
 
کتبر، زنان روسیه گامهای مهمی در راه کسب حقوق سیاسی و
 
اجتماعی و اقتصادی خویش و رفع تبعیضات و ستمهای جنسی خود
 
 
کشورهای دیگربه پیش برداشتند

 
سال 1921، "کنفرانس زنان انترناسیونال سوم کمونیستی" در مسکو
 
برگزار شد. در آن کنفرانس، روز 8 مارس بعنوان «روز جهانی زن»
 
بتصویب رسید. کنفرانس، زنان سراسر دنیا را به گسترش مبارزه
 
علیه نظم موجود و برای تحقق خواسته هایشان فرا خواند این
 
 
مناسبت انسانی تا به امروز ادامه داشته است

 

 

چهره درد زن ایرانی حذف باید بشه

زن ایرانی باید آزاد باشه

روز جهانی زن و ازادی زن مبارک

ادامه مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 | لينک ثابت | ورونیکا |


واسه نینیم

از یکی از دوستام تو کلاس زبان پرسیدن چند بار تا حالا خیلی شاد شدی؟

اون گفت : یک باروقتی کنکور قبول شدم

الان منتظر دومیشم که ازدواج کنم

ولی من همه عمرم شادم به این موضوع هم افتخار می کنم

یادمه یک سال عید نوروز نوار گذاشته بودیم که

بروبچس برقصن

منم ناز کردم گفتم نمی رقصم

پسر داییم گفت:الان یک چیزی می گم که بیای وسط

من:عمرا

پسر دایی : تا نرقصی  bf بی bf

من تو دلم :هاااااااااااااا برم برقصم که بی کلاه نمونم

از دیروز دانشگاه کلاس تجزیه و تحلیل بگم

استادمون یک پسر جوونه  خیلی ساده است

استاد:

سیستم با هزینه کم

سیستم با هزینه متوسط

سیستم با هزینه چی بچه ها؟

همه دانشجویان با هم :زیاد

مهناز :استاد تو امتحان از این سوالا حتما بدین سوالشم چهار جوابی باشه که ما حول می کنیم فراموش می کنیم کنار جوابشم یک علامت ستاره بگذارین که مطمئن بشیم

استاد:

بعد از استراحت با همون استاد

استاد: بچه ها دانشمندان تحقیق کردن و بعد از ۱۰ سال به این نتیجه رسیدن

که اگر ۹۰٪ کاربران یک سیستم آقایون هستن

bk=background اون سیستم بهتره به نظر شما چه رنگی باشه

من:آبی

استاد:آفرین دقیقا

حالا اگر برعکسش یعنی ۹۰٪ کاربراش خانومن bk سیستم چه رنگی باشه؟

همه دانشجویان با هم:صورتی

استاد:

مهناز :استاد از این سوال هم تو امتحان بیارین

استاد:یعنی انقدر بدیهی و ساده بود؟!!!! دانشمندا ۱۰ سال از عمرشون را صرف این تحقیق کردن

آرش:خوب باید میومدن از ما بپرسن

استاد:

مهناز :استاد بازم از این سوال ها بپرسین

استاد:مهناز شما که برای تحقیق می ری دانشگاه فردوسی حتما خودت را به من نشون بده

مهناز:استاد نیست دانشگاه فردوسی خیلی کوچیکه چه جوری پیداتون کنم؟

استاد : کاری نداره همین الآن قرار می گذاریم

پسرها:جاااااااااااااااااااااااانم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

استاد:چی نه استغفرالله حتی اگه خودتونم بکشین من از این کارها نمی کنم

مهناز:استاد جون ممممن .مممممن بمیرم

استاد:نه اصلا به هیچ عنوان

من:

استاد:شما به چی می خندی؟

استاد:

بگذریم

 

وحید من خیلی دوست دارم

هم محرم رازمی هم کیسه بوکسم هم بالشم هم پتوم هم همبازیم

 هم مهربونی هم بد اخلاق هم عشقمی هم باعث تنفرم خیلی معرکه ای

عاشقتم با تموم وجودم

اگه تو مغروری من نیستم

من فراموش نکردم که قبل از به دنیا اومدن من خیلی ها این دنیا را ساختن پس غروری ندارم

 

 

 

 

ادامه مطلب
دوشنبه هفتم اسفند 1385 | لينک ثابت | ورونیکا |



Designed By :HAMRAZ